ساده ترین درس زندگی این است: هرگز کسی را میازار

۱۳ مطلب با موضوع «زندگی خوب، زندگی سبز» ثبت شده است

۰۴
شهریور


          تصور می کنم که اگر کسی روزی یک ربع ساعت فقط

          در فکر زندگی خود باشد و بی اندیشد   که آن را اصلاح کند،

هر ماه زندگی او بهتر از ماه قبل خواهد شد.


۰۴
شهریور

                                           « فَقُو لَا لَهُ قَو لَّا لَّیَّنا لبشعَلَّهُ یتذَ کَّر اَو یَخشَی »      

 

 

      بزازها دائم قیچی را تیز می کنند، چرا؟

      چون به پارچه آن را کُند می کند.

      یادت باشد بعضی ها مثل قیچی هستند

      می خواهند تو را قیچی کنند

      جدا کنند با نقش پارچه را، نقش ابریشم را بازی کن

      آنها هم کند می سوند دست برمی دارند.

      فرعون قیچی بود خدا به موسی گفت: ابریشم

      باش، یعنی با او نرم رفتار کن نرم سخن بگو:


          قَو لَّا لَهُ قَو لَّا لَّیَّنا



۲۸
مرداد

مرتاضی که برای ادای مراسم توبه زیر درختی زانو زده بود و طلب مغفرت میکرد چند پرنده را بالا سرش دید.

از دیدن پرندها منقلب شد و فکر کرد چقدر خوب بود جای یکی از این پرندها باشد.

         


نیروی معنوی او به حدی بود که بی درنگ این آرزویش به حقیقت پیوست و تبدیل به پرستو شد و همرا پرستوی ماده ای به پرواز در آمد.
این دو پرستو از زندگی لذت می بردن. 




و با منتهای دقت از جوجه هایشان مراقبت میکردن و پس از هر پرواز برای آنها کرمهای درشت می اوردن.




یک روز هنگام سپیده دم پرستوی نر که برای پرواز روزانه لانه اش را ترک کرد رفت ودیگر نیامد.

چون جفت دیگری پیدا کرده بود.




۲۳
مرداد

                                            « نَبَّیء عبادِی اَنّی أنا الغَفورُ الرَّحیمِ»



           آب هر چند آلوده باشد حتی لجن هم شده باشد

           اگر به دریا برگردد صاف و زلال و پاک میشود.

           یادت باشد خدا دریای رحمت است و ما چون ابی آلوده

           که اگر به آغوش رحمت او باز گردیم کار تمام است

           و پاک پاک می شویم.


            به بندگانم خبر کن که من آمرزنده و مهربانم.



۲۲
مرداد




۲۲
مرداد


                         « وَ إذا حُیَّیتُم بِتَحِیٍة فِحِیوا بِا حسنَ مِنها اَوردُّوها »

      

       هنگامی که شما را احترام کردند شما زیباتر احترم کنید.
۲۲
مرداد

   

  کسی رو انتخاب کن که طوری بهت نگاه می کنه انگار یه معجزه ای!



                               :-))    :-)):-)):-))       :-))     :-)):-)):-))    :-))



۲۱
مرداد

 

                          «و......فلاتقل لهما اٌفٍ و لا تنهر هما و قل لهما قولاًٍ کریماً»

   

      یک سنگ ریزه، از اسمش پیداست:

      یعنی ریز است، ناچیز است.

      اما همین سنگ اگر در جوراب یا کفش ات باشد.

      تو را از رفتن و حرکت باز می دارد.

      بعضی چیز ها ریز است ناچیز است.اما

      انسان را از حرکت در راه خدا و به سمت خوبی ها باز می دارد.

      یکی از آنها نامهربانی نسبت به پدر و مادر است،

      هر چند کم باشد و در حد گفتن اُف باشد.

     این خواست خداست: به پدر مادر اُف هم نگو.
    


خدایا به پدرم زیباترین لحظه ها رو نصیب کن.

که به خاطر من زیباترین لحظه ها رو تو زندگیش از دست داد.


۱۹
مرداد

                                   ((یا اًیّها الّذین امنوا اثّقوا اللّه حقّ تقاته))


      آب، گواراست و صدای آب خم آرامش بخش است،

      اما آبی که زلال باشد، 

      و گر نه آب گل آلود نه گوارایی دارد و نه آرامش میبخشد،

      من و تو هم مثل آبیم،

      اگر صادق باشیم، دیگران در کنار ما به آرامش می رسند

      و در کنار ما راحت وآسوده اند

      وگر نه مایع رنج آنها خواهیم بود.

      وچیزی که آدم را زلال و تصفیه می کند تقواست،

      تقوا یعنی، نا مردی نکن!

      بی انصاف نباش! 

      حرف کسی را پیش دیگری نبر!

      حرف کسی را پیش کسی نزن!

       این خواست خداست:  با تقوا باش.


  

۱۹
مرداد
ذهنم آشوبه، پر از افکار غلط. میدونم اشتباه، می دونم با این فکرها فقط خودم هستم که دارم زجر میکشم.
ناراحتم از این موضوع.
از همه میخوام دعام کنن... برام آرامش بخوان
چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم
 یه چیز جالبی گفت: اگه آدمها هر کاری میکنن رضایت خدا رو در نظر بگیرن عواقب اون عمل هر چی شد باعث از هم پاشیدن آرامششون نمیشه.
باورتون نمیشه چند وقط پیش به مشکلی برام پیش اومد، سعی کردم خودمو با حرف زدن آروم کنم، اما نشد، از رفتار نزدیکام ناراحت بودم.خیلی...
کلی کار انجام دادم، اما حالم خوب نشد.
نشتم پای کامپیوتر، کلی مطلب با انژی خوندم. بعد کتاب خوندم وبعد.

با خودم گفتم خوب عیبی نداره برای رضای خدا...

نمیگم آدم متدینی هستم، نه.
 کتاب خوندن. نوشته های پر از انرژی و  یاد خدا آرمم کرد.
شایدم به خاطر این بود که واقعاً دلم میخواست آروم بشم و شدم.

خیلی سعی میکنم آروم باشم ، یه بارمیشه یه بارم... اما دارم رو خودم کار میکنم، میدونم شاید راجع به من فکرهای زیادی بکنن که از نظر من مهم نیست، تنها کسی که باید برای هر کس مهم باشه خودشه. حال خوبشه.

خوبم الان

از خودم راضیم

همه رو دوست دارم

و فکر میکنم همه منو دوست دارن

هیچ کس بد نیست. واقعاً بد نیستیم.

به خودمون فکر کنیم.

سعی کنیم حال خوبی داشته باشیم، و به حال خوب بقیه کمک کنیم. (s.m)